در دوران پس از پیروزی انقلاب و سال‌های جنگ روایت می‌شود. داستان دربارهٔ پسر جوانی به نام منوچهر جنت‌مکان (با بازی امین حیایی) و دوست گرمابه و گلستانش جمشید (با بازی هادی کاظمی) است. پدر جمشید که آشپز دربار شاه بوده پس از پیروزی انقلاب در زیرزمین خانه‌اش به تهیه مسکرات مشغول است و آن را توسط جمشید و منوچهر به دست مشتریانش می‌رساند. یک روز که منوچهر مشغول رساندن جنس به مشتری است توسط مأموران کمیته دستگیر می‌شود و به زندان می‌رود؛ محمد برادر منوچهر هم که سودای رفتن به جبهه در سر دارد اما او را به خاطر سن کمش به جبهه اعزام نمی‌کنند با عوض کردن شناسنامه خودش و برادرش منوچهر، راهی جبهه می‌شود؛ سال‌ها بعد منوچهر از زندان آزاد می‌شود و در مسیر تازه‌ای قرار می‌گیرد.